چه می کنه این بازیکن



 روباه مکار شاید صدایی باشد که خیلی ها شنیده باشند، روباهی که برای فریب پینوکیو تلاش می کرد و پینوکیو که آنروز ها جریمه می شد با دراز شدن دماغ هایش زمانی که دروغ می گفت و چه خوب است وقتی آدم ها از چیزی هراس داشته باشند برای دروغ نگفتن.
صدای مرتضی احمدی روی شخصیت کارتونی روباه مکار به خوبی جفت شده بود، او که با پیش پرده خوانی و شعر های کوچه بازاری تهران قدیم بسیار بیشتر شناخته می شد یک پرسپولیسی دو آتیشه نیز بود و با خلاقیتش توانسته بود جایش را میان دلها وا کند.
این روزها صحبت دوباره از مرتضی احمدی است، گویا دوباره روحش در قالبی دیگر بازگشته، مرتضی احمدی کودک 5 ساله افغانی که با کیسه پلاستیکی برای خودش لباس درست کرده و پشتش نوشته است لیونل مسی، دیروز با رئیس فدراسیون افغانستان دیدار و با همان لباس نمادین با تیم ملی زیر 16 سال افغانستان پا به توپ شده ست.
بچه که از خواب پا میشه جیش دار، ولی گویا این بار مرتضی احمدی جیشش را نموده و دوباره با خلاقیتی دیگر پا به توپ شده است.
چه می کنه این بازیکن؟! کم مونده دیگه....
روحش شاد.


انسان هر چه سیاهروزتر باشد،یا قومی هر قدر زیر پا افتاده تر و بینوا تر باشند،امید اجر اخروی و رویای بهشت در دلشان ریشه دارتر است،خاصه وقتی صد هزار مبلغ مذهبی مدام بر آتش این امید بدمند و منافع خود را در آن بجویند
 داستایوسکی-جن زدگان



"همیشه خوک‌ها تصمیم می‌گرفتند؛ سایر حیوانات هرگز نمی‌توانستند تصمیمی اتخاذ کنند ولی رای دادن را یاد گرفته بودند."
مزرعه حیوانات/ جورج اورول

 

فیل را باید کرد هوا


 شنیدین که میگن  عجب بالا و پایین داره  دنیا، والا از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون!! منم نشنیدم، هی هر چی به این خانم دکتره گفتم من شنواییم مشکل داره بیا و یه ثوابی بکن یه چیزی بکن تو گوش ما راهش باز بشه، تو گوشش نرفت که نرفت. عوضش هی تاکید می کرد شما انحراف دارین باید عمل بشین، بهش گفتم خانم دکتر من بویاییم خوب کار می کنه، شما گوشو بچسب، ول کن معامله نبود. به گمانم خودش منحرف بوده !! دماغشو می¬گم، البته مطمئن نیستم . یه حدسایی می زنم.
تو اتاق انتظار مطب قبل رفتن تو اتاق معاینه، منشیه با تلفن 128 ساعت بدون توقف حرف میزد و من بی برو برگشت تصمیم داشتم بعد از اتمام کارم پیش خانم دکتر، بهش بگم خسته نباشی دلاور، خدا قوت پهلوان. به خانم دکتر نه ها به منشیه ، چون انصافن داشت تلاش می کرد.
 وقتی خانم دکتره خم شده بود تو چش مریض قبلیه، من حواسم به دماغ مریض قبلیه بود که دقیقن در جای حساسی قرار داشت و کلن قرار گرفتن در پست ها و جاهای حساس  حس خیلی بدیه. گذشته از اون بی کاری هم چیزه خیلی بدیه، اینرو جدی عرض می کنم محضرتون. تو حسابش رو بکن بالا و پایین بردن الوار ها و تنه های درختان بریده شده از تپه های جنگل ها،کار خیلی دشواریه و این کار تو میانمار که سوچی اونجا تازه رفته مجلس اونم بعد کلی حبس خانگی، به عهده فیل هاست. حالا چون اونجا بحران چوبه و جنگل کلن از بین رفته، دوستان اومدن قانون منع صادرات چوب خام رو وضع کردن، البته بی اطلاع هستم که چوب پخته هم داریم یا نه!!!!!از اون ور  بحران بیکاری تو فیل ها بوجود اومده  چون چوبی نیست تا بریده بشه، توسط فیلها حمل بشه و در نهایت صادر بشه!!! این خود به خود باعث چاقی فیلها شده و چربی های زیاد به شنوایشون آسیب زده و احساس میشه نشنیدن در کل جهان و کل موجودات داره اپیدمی می شه و  احتمالش هست  بعد من یهویی نوبت آقا فیله باشه واسه گوشاش. و شما حسابش رو بکن موقع معاینه، دماغ آقا فیله دقیقن همون جای حساسی قرار می گیره که مال مریض قبلیه قرا گرفت و این کار رو بی شک یه کم مشکل می کنه.